ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

400

معجم البلدان ( فارسى )

كأنّى لم أشمر بدمّون مرّة * و لم اشهد الغارات يوما بعندل « 1 » [ 602 ] دميره « 2 » [ د ر ] با ياى دو نقطه زير و راى بىنقطه ، ديهى بزرگ به مصر نزديك دمياط است . بدانجا نسبت دارد بو تراب عبد الوهاب پسر خلف پسر عمر پسر يزيد پسر خلف دمير « 3 » معروف به « خفّ » او در دميره به سال 270 در گذشت . دو دميره در برابر يكديگر در كرانهء نيل در راه كسى كه به دمياط رود وجود دارد . بدانجا نسبت دارد : 1 - وزير بزرگوار صفى الدين عبد اللّه پسر على پسر شكر « 4 » و شكر عموى اوست و نسبت از او گرفته است . او وزير عادل بو بكر پسر ايّوب پادشاه مصر و شام و جزيره ( كردستان ) بود و سپس به وزيرى فرزندش ملك كامل برنشست و پس از آنكه در زمان حكومتش زيانها وارد ساخت در سال 622 در گذشت . نيز به دميره نسبت دارد : 2 - بو غسّان مالك پسر يحيى پسر مالك دميرى « 5 » او از يزيد پسر هارون روايت دارد . بو الحسين محمد پسر على پسر جعفر پسر خلّاد ، پسر يزيد تميمى جوهرى از وى روايت دارد . 3 - بو العباس محمد پسر اسماعيل پسر مهلّب دميرى « 6 » قاضى است . او از جيرون پسر عيسى بلوى روايت دارد . بو الحسن پسر جهضم صوفى از وى روايت دارد . دمياط « 7 » [ د ] شهرى كهنسال ميان تنّيس و مصر ( قاهره در گوشه‌اى ميان درياى روم شور و رود نيل است . داراى هوايى خوش و نوشيدنىهاى عالى است . و آن يكى از مرزهاى مهمّ اسلام به شمار مىآيد . در حديث از عمر خطّاب آمده است كه گفت رسول خدا ( ص ) مىفرمود : اى عمر دو مرز از مرزهاى مصر بدست تو گشوده خواهد شد : اسكندريه و دمياط است . اسكندريه را بربرها خراب خواهند كرد امّا دمياط بدست بهترين شهيدان و مرزبانان نگاهبانى خواهد شد . هر كس يك شب در اسكندريه مرزدارى كند همراه من با پيامبران و شهيدان در حظيرة القدس زندگى خواهد كرد . در شمال دمياط آب نيل به درياى شور در جايى مىريزد ، كه اشتوم نام دارد . و پهناى نيل در آنجا به صد ذراع مىرسد . در دو طرف رودخانه دو برج بلند ساخته‌اند ، و ميان آنها را با زنجير بسته‌اند كه هيچ كشتى بىاجازهء دولت به درياى شور نه وارد و نه بيرون مىشود . و پيش از آن خليجى است از همان دريا به سمت قبله به سوى « تنّيس » كه بر باروهاى آن نگهبانان در برجها پاس مىدهند . حسن مهلّبى پسر محمد گويد : از شگفتيهاى روزگار در « دمياط » و « تنّيس » اينكه تمام كارگران بافنده در اين دو شهر ، با آن همه پارچه‌هاى زيبا و ارزشمند كه مىسازند همگى قبطى [ 603 ] و از مردمان پست مىباشند بدترين خوراكها و نوشابه‌ها از آن اينهاست ، و بيشتر خوراك ايشان ماهيهاى نمك زده و تازه و سير بدبو است . بيشتر آنان پس از خوراك دست خود را نمىشويند و با همان دست دوباره غذا مىخورند و پوشاكشان را مىپوشند و با همان دستها پارچه‌هاى گرانبهاى خود را كثيف كرده به معرض فروش مىگذارند ، و هيچ خريدارى به اين كار اعتراض نمىكند . او مىگويد : از شگفتيهاى سمت قبله در خليج دمياط اينكه اتاقكهايى در كنار خليج ساخته شده ، كارگران بافنده براى بافندگى آن را اجاره مىكنند ، و جز در اين اتاقها بافندگى نمىكنند . و كار ايشان چنان شناخته شده است كه اگر يك وجب از اين پارچه‌ها باقى ماند و دلال خريدار آن را به جاى ديگر ببرد بايد از قيمتش بكاهد . چون كار آنها دگرگون است . ابن زولاق گويد در دمياط گونه‌اى قصب بلخى رنگارنگ مىبافند كه با پارچه‌هاى « تنّيس » هيچگونه مشابهت ندارد . با اينكه ميان اين دو نقطه نصف روز بيشتر راه نيست . پارچهء سفيد دمياط سادهء بىزربافت به سيصد دينار فروش مىرود . و در دمياط رنگين بافته نمىشود و در تنّيس سفيد بافته نمىشود . و هر دو در كنار دريايند . در اين دو شهر شكار ماهى و پرندگان دريايى و نهنگ بيش از شهرهاى ديگر است . برخى بازرگانان بزرگ و ثروتمند و راستگو به من مىگفتند : به سال 398 دو جبّهء دمياطى به سه هزار دينار فروش رفت و اين از چيزهايى است كه مانند آن در هيچ شهرى شنيده نشده است . در اينجا فرش قلمونى رنگارنگ نشاندار گلبافت و خشك كن‌هاى دست و پا و بدن مىسازند كه براى پادشاهان زمين به سوغات برند . به روزگار متوكّل به سال 238 كه عنبسه پسر اسحاق ضبى فرماندار مصر بود روميان بر دمياط به روز عرفه يورش آورده آن را گرفتند . و هر چه بود بردند و بسيارى از مسلمانان را كشته و زنان و كودكان مسلمان و اهل ذمّه را به اسيرى بردند . پس عنبسه پسر اسحاق در روز نحر ( عيد قربان ) با لشكرى بر ايشان بتاخت ، و ليكن به

--> ( 1 ) . گويى من شبى هم در دمون شب زنده‌دارى نكردم و جنگهاى عندل را نديدم . چ ع 3 : 735 : 9 . ( 2 ) . احسن ع ص 54 و 196 ترجمه ص 80 و 280 . ( 3 ) . ش . ش : 1814 به سال 270 در دميره در گذشت . ( 4 ) . ش . ش : 1665 زادهء 548 از نجوم الزاهره 6 : 263 ، بدايه و النهايه 13 : 109 ، عبر 5 : 90 ، شذرات 5 : 100 ، زركلى 4 : 243 ، خطط مبارك 11 : 57 ، فوات الوفيات 1 : 219 . ( 5 ) . ش . ش : 2289 نقل از همين معجمد . ( 6 ) . 2463 از همين جا . ( 7 ) . ن . ك : احسن ع ص 201 ترجمه ص 287 و قزوينى ، آثار ع ص 193 ، تقويم بو الفدا - آيتى ص 156 - 157 .